رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
135
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
مورد ديگر با شاهزادگان ازبك ارتباط دارد كه شاه عباس اول اميدوار بود با كمك آنها بلخ را به قلمرو خود ضميمه كند . « 573 » فرزندخواندگىهاى حكام قزلباش كه قبلا ذكر آنها گذشت « 574 » از موارد استثنائى بوده است . اعطاى اسم توسط شاه كه در جائى ديگر « 575 » مورد بحث ما قرار گرفت در مورد واليان گرجستان به كرّات ديده مىشود . ممكن است گمان كنند كه دادن نام تازه بر اثر پذيرفتن دين اسلام از طرف واليان گرجى بوده است . اما حتى در اين موارد هم مىتوان چنين كارى را در اثر ابراز مرحمت شاه دانست : در خيلى از موارد حتى واليان گرجى كه به دين اسلام گرويده بودند باز نام گرجى خود را حفظ كردند : بگرت ششم از كارتيل نامش بگرات خان بود و قسطنطين اول از كاخت كستنديل خان ناميده مىشد و غيره . به هر تقدير ما هيچ موردى را سراغ نداريم كه يك نفر والى غيرمسلمان در حين انتصاب خود نام تازهاى گرفته باشد . ج - كثير المشاغل بودن . واليان هم مىتوانستند در آن واحد داراى مشاغل دربارى باشند . افضل التواريخ يكى از شواهد قديم اين مورد را ذكر مىكند : والى لار ، امير هارون كه به شاه اسمعيل اول اظهار انقياد كرد از طرف شاه به سمت ديوان بيگى باشى منصوب شد . شاه طهماسب اول نيز مطابق همان مآخذ ابراهيم خان را كه از سال 984 ( - 2 - 1541 م . ) تا 973 ( - 6 - 1565 م . ) در لار به شغل پدران خود مشغول بوده به خطاب « ديوان بيگىباشى » « 576 » مفتخر ساخت : « مهر بر پشت فرامين ( و ) احكام پادشاهى بدين نوع كه با وقوف ركن السلطنة العالية الخاقانى مؤتمن الدولة البهية -
--> - كه مىخواهد به « حكم اخوت كه مؤيد رفاقت است » عمل كند ( رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 110 ) . شاه محمد اين اخوت را تجديد كرد ( عالمآراى عباسى ، ص 227 ) و در نامهاى به وى ( مكاتيب خان احمد گيلانى ، ص 13 ) او را « اخوى » خطاب كرد . ( 573 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 598 . ( 574 ) - رجوع شود به حاشيهء نمرهء 184 همين فصل و موضع مربوط به آن در متن . ( 575 ) - رجوع شود به حاشيهء نمرهء 186 فصل اول و موضع مربوط به آن در متن . ( 576 ) - افضل التواريخ ، جلد اول ، ص b 80 .